|
تمامی اقوام ِ غیر فارسی زبان ایران، ریشه آریایی دارند
|
ارائه و نوشته: "یاشار-ق"
حدود و ثغور آذربایجان و ارّان (جمهوری کنونی آذربایجان) در متن های تاریخی به سرزمین های متفاوت و جدای از هم اطلاق می گردند. به نحوی که حدود آذربایجان در این مراجع و کتاب ها هیچ گاه، بخشی از سرزمین های قفقاز دانسته نشده و به هیچ روی در گذشته های دور و نزدیک به سرزمین هایی که در شمال رود ارس واقع هستند "آذربایجان" گفته نشده است. بنابراین گزینش نام آذربایجان برای ارّان، نه تنها از منظر تاریخی و مستندات کهن توجیهی ندارد بلکه با حوادث سالیان اخیر به خصوص نقش واگرایانه و تجزیه طلبانه ی پانترکیستهای مورد حمایت جمهوری جعلی آذربایجان برای استانهای آذربایجان، دریافته می گردد، در پس این حرکت و اقدام، انگیزه عمیقی وجود دارد که ماورای یک جعل تاریخی ِ ساده است.
« این انگیزه، بروشنی در گفته ی استاد بارتولد (Bartold) دانشمند روسی نمایان است که، نام جمهوری آذربایجان از آن جهت برای ارّان انتخاب شد، که گمان می رفت با گزینش نام "جمهوری آذربایجان"، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند. »
“Bartold v.v., Sochinenilia, Tom ,chast 1 .moskva,izdatolstvo vostachnoi literatury, 1983, str, 782.
در همین رابطه مرحوم احمد کسروی در کتاب شهریاران گمنام می نویسد: "...ندانسته ایم که برادران ارّانی ما که حکومت ِ آزادی برای سرزمین خود برپا کرده و می خواستند نامی بر آنجا بگذارند، برای چه نام تاریخی و کهن خود را کنار نهاده، دست یغما به سوی آذربایجان دراز کرده اند و چه سودی را از این کار شگرف خود امیدوار بودند؟ با این امر، برادران ارّانی ما در آغاز زندگی ملی و آزاد خود، پشت پا به تاریخ گذشته ی سرزمینشان می زنند و این خود زیانی بزرگ است و آنگاه تاریخ چنین کار شگفت سراغ ندارد." ص 265، انتشارات امیرکبیر، 1335.
بر غیر واقعی بودن نام "آذربایجان" بر "جمهوری کنونی آذربایجان" همین نکته بس که بخش بزرگی از منطقه ی تالش پس از قرارداد ننگین ترکمنچای به روسیه واگذار گردید و اکنون نام آذربایجان را بر آن گذارده اند. اینکه ارّان و آذربایجان به کدامین سرزمین ها اطلاق می گردند امری است تاریخی، و مندرج در کتب تاریخی بسیاری، که در ادامه، مختصری از آثار پژوهشگران و تاریخ نویسان در این باره ارائه می گردد:
1- کتاب البلدان، از ابن فقیه ابوبکر احمد بن اسحاق همدانی که از جغرافی دانان مشهور بود و در 290ه ق، این کتاب را تالیف کرد. در ترجمه مختصر حسن مسعودی از البلدان از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ،سال 1349، در صفحات 128 و 130 بطور آشکار و صریح آمده است:
"آذربایجان از یک سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طارم و گیلان را شامل می شود."
2- کتاب صورة الارض، نوشته ابن حوقل ابوالقاسم محمد بغدادی، منصوربن نوح سامانی که در نیمه اول سده چهارم هجری نگاشته شده است. ترجمه دکتر جعفر شعار از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، سال 1345. در صفحه 82کتاب در نقشه ای که از سرزمین های ارمنستان، آذربایجان و اران ارائه کرده است رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته و می نویسد: "مرز ناحیه ی الران از طرف جنوب رودخانه ارس در ساحل آن شهر ورثان است. "و در صفحه 95، فروانروایان اران را تابعان شاهان آذربایجان نوشته است.
3- در نزهة القلوب از حمدلله مستوفی به اهتمام دکتر دبیر سیاقی، تهران، 1336، ص35، نام شهرهای آذربایجان چنین آمده است:
"تبریز، اوجان، طسوح، اردبیل، خلخال، دارمرزین، شاهرود، انار، مشکین آباد، ارجاق، اهر، تکلفه، خیاو ، درآورد، قلعه کهران، کلیبر، گیلان، فصلون، مردان قم، نوذر، خوی، سلماس، ارومیه، اشنویه، سراو(سراب)، میانج(میانه)، کومرود، مراقه، دهخوارقان، نیلان، مرند ، دزمارزنجان، زنور، آزلو، ماکو." ص 85 و 132
4- تاریخ عالم آرای عباسی،نوشته اسکندر بیک منشی، که در روزگار صفویان می زیسته است. در صفحات 1 تا 16 از آذربایجان جداگانه نام برده است و از "شروان، اران و گرجستان" جداگانه یاد کرده است. او این کتاب را در 1308ه ق به پایان رسانیده است.
5- برهان قاطع نوشته محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، به اهتمام شادروان دکتر محمد معین. در جلد1، از چاپ دوم، سال 1361، صفحه 96، در قرن یازدهم هجری می نویسد: "ارس به فتح اول و ثانی و سکون سین بی نقطه، نام رودخانه ای است مشهور که از کنار تفلیس و ما بین آذربایجان و اران می گذرد."
6- کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم به زبان عربی تالیف شمس الدین ابو عبدلله محمد بن احمد بن ابی بکر البناء البسار مقدسی (چون در بیت المقدس متولد شده به مقدسی شهرت یافته است)، تولد 345، وفات 375 یا 381 ه ق ،سیاح و جغرافی نویس دوره سامانی، چاپ لندن، 1906میلادی، در صفحه 259 نوشته است:
"اران سرزمینی است جزیره مانند، میانه ی دریای خزر و رود ارس که رودخانه ی نهرالملک (رود کورا) از طول آنرا قطع می کند. مرکز آن بردعه و شهر های آن تفلیس، قلعه، خنان، گنجه، شمکو، بردبج، شماخی، شیروان، شابران، دربند، قبله شکی و ملازگر".
7- کتاب المسالک والممالک. نوشته ی ابوالاسحاق ابراهیم اصطخری، به کوشش ایرج افشار، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1347، در صفحه 176 آورده است: "میان آذربایجان و اران رودی است که آنرا ارس گویند. آنچه در شمال و مغرب این دو رود نهاده است از "اران" و آنچه در سوی جنوب قرار گرفته است از اذربایجان است."
8- در کتاب المعجم البلدان نوشته شهاب الدین ابو عبدلله یاقوت ابن عبدالله حموی بغدادی، مشهور به یاقوت ابن عبدالله حموی، وفات 626ه ق، چاپ لایپزیک آمده است:
"اران اقلیمی است مشهور که هم مرز آذربایجان است و رود ارس میان آذربایجان و اران است." صفحه183
9- کتاب تقویم البلدان، در جغرافیا، اثر ابوالفداء اسماعیل ابن علی ابن محمود ابن عمر ابن شاهنشاه ابن عیوب، ملقب به عماد الدین، مورخ و جغرافیا دان (تولد دمشق 672؛ وفات 722).
در صفحه 376می نویسد:
"اران اقلیمی است مشهور که هم مرز آذربایجان است."
سفرنامه ی درج شده در وبلاگ "آذر ایران"، که شرح سفری است به کشور آذربایجان، دارای بخش شورانگیزی است که احساسات ِ هر ایران دوستی را جریحه دار می کند. این سفرنامه هشداری است بر ما، که باید هر لحظه و هر دم به یاد آن ایرانیانی بود که جدا از هر رنگ و نژاد و زبانی خود را ایرانی می دانند و در انتظار روزی هستند که دگربار در فضای مام میهن نفس تازه کنند.
این بخش شورانگیز این چنین است:
« 5شهریور . عصر . شهرک نارداران
اینجا حال و هوای معنوی دارد. مقبره رحیمه خاتون اینجاست. مردم به زیارت آمده اند. در حوالی مرقد آرامگاه اهالی بومی است. بعضی سنگ قبرها عجیب است. آرم جمهوری اسلامی بر آنها حک شده. از پیرمردی قضیه را سوال میکنم، میگوید: "اینها در اواخر دوره شوروی رایج شد. اهالی اینجا خیلی مذهبی و دوستدار ایران هستند. اینها وصیت کرده بودند که آرم پرچم ایران را بر قبر ما حک کنید. که اگر روزی روزگاری ایرانیها به اینجا آمدند بدانند که ما به یاد آنها بودیم". »
