|
تمامی اقوام ِ غیر فارسی زبان ایران، ریشه آریایی دارند
|
به ضرب آهنگ های ترانه "آذرآبادگان" با صدای داریوش گوش فرادهید و به هُنایش(اثر) آن دل بسپارید و بدین گونه، هرگز آذربایجان را از یاد مبرید. و به یاد داشته باشیم این سرزمین هماره، در کانون توجه ایرانیان قرار داشته و نقشی تاریخی و بسیار حیاتی دارد. و شاعر چه نیک سراییده که حتی آرزوی و رویای جدایی آذربایجان، به مثال نبض جدایی در باد است که در واقع مانند باد نیز تهی و هیچ است.
آهنگ "آذرآبادگان" با صدای داریوش ، خواننده آذری ( کلیک کنید )
«ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من
از تو جدا يكنفس، مبادا ايران من
روزگارت بر امان، دور از دست گزند
پشت تو بي لرزه باد، همچنان كوه سهند
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من
آنكه دلش مي زند، نبض جدايي در باد
با او سخن مي گويم، تا نگهدارد به ياد
آذرآبادگان من، جان جانان من است
قيمت خون ارس، رگ ايران من است
خانه شمس و زرتشت آبروي ميهن است
چه نزديك تو باشم، چه در غربت غريب و دور...
تو را نمي دهم ز دست، اي مرز عشق و شعر و شور
مگر بي تو مي شود، زمزمه ارس شنيد؟
مگر بي تو مي شود به معناي وطن رسيد؟
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من»
آیا محدوده ی دشمنی پانترکیستها با ایران، به این نقشه محدود خواهند ماند؟

رویای پانترکیسم اگر چه در شرایط کنونی ایران به هیچ روی به واقعیت نخواهد پیوست اما به خودی خود تهدیدی همیشگی می باشد که نیاز دارد در برابر آن هوشیارانه بیاندیشیم.
بدون داشتن مانیفست کارزاری موثر، عواملی که در رویدادهای مخرب، نقشی به سزا بازی میکنند، می توانند به رویای پانترکان تعبیری ولو اندک ببخشند. سیر حوادث و رویدادها ممکن است به جانمایی بیانجامد که پانترکان برای آن برنامه دارند.
نقشه زیر اهداف میان مدت پانترکان اوغوزی را نشان میدهد. تنها توجیه ِ بی پروایی پانترکیستها، از جسارت هایی اینچنین، می تواند نهادینه ساختن خواسته هایشان و متعارف کردن این زیاده خواهی های واهی باشد.
بهرروی، مسلم است تمامی ِ سطوح و ترازهای پانترکان سناریوی روشده محافل تجزیه طلب را بازی خواهند کرد و آنچه مهم است این میباشد که مهندسی ِ بازی دادن این محافل و همچنین این مغزشستگان را در دست گیریم و با نمایش آنچه می خواهند و خواستگاه نژادی و ایدئولوژیک شان، آنان را منزوی و بی اثر سازیم.
هر چند در مقام مقایسه ی آنچه که فرقه دمکرات پیشه وری در خلال سالهای 1325- 1324، برای استان آذربایجان رقم زد و آنچه که امروز پانترکیستها، برای تجزیه آذربایجان خیالی از ماکو تا رشت و چالوس از یک سو و از همدان، زنجان، قزوین، تهران، قم و اراک .....در سر دارند، تنها می توان به این گفته کارل مارکس بسنده کرد که :
" اتفاقات در تاریخ دوبار تکرار می شود، بار اول تراژدی و بار دوم کمدی. "
نوشته میلاد تهرانی
پیوستن دگرباره ی اران به سرزمین مادری خویش ایران

كشوري كه امروز با نام ايران شمالي ( اران /جمهوري جعلی آذربايجان ) شناخته ميشود، بخشي از اراضي قفقازي ايران است كه در پي دو دوره جنگ ميان روسيه و ايران و با تحميل قراردادهاي ننگين گلستان و تركمانچاي بر دولت قاجار از ايران جدا شد و به اشغال روسها درآمد . اين قرارداد ننگين و تحميلي پس از 99 سال امروز باطل شده است و حركت ملي ايرانيان براي آزادسازي اين مناطق كه پايگاه ضد ايراني در منطقه شده آغاز گرديده است . امروزه باكو ( بادكوبه ايران ) مكاني امني براي انديشه هاي تجزيه طلبي و ضد ايراني شده است و از سوي ديگر پايگاهي مطمئن براي اسرائيل و آمريكا در مناطق هميشه ايراني. از ديدگاه ثروتهاي ملي نيز مكاني براي تاراج نفت درياي مازندران و گاز اين منطقه توسط آمريكا نيز شده است . به همين روي سال 1385 نخستين جرقه هاي الحاق ايران شمالي به آذربايجان ايران خورده شد و در سال 1386 با تلاشها مردمي و دولتي بازپسگيري خاكهاي ايران و پيوند مردم ايران با برداران و خواهران خود در آن سوي مرز استعماري ارس گسترش چشمگيري پيدا كرد .
امروز هر ايراني در هر نقطهاي از جهان كه باشد، راجع به قراردادهاي سياه گلستان و تركمانچاي و اشغال اراضي قفقازي ايران توسط روسيه چيزهايي ميداند، يعني همگان ميدانند كه طي دو قرارداد ننگين، بخشهاي وسيعي از خاك كشورمان را از دست دادهايم. اين يك سوي قضيه است. دانستن اينكه ما بخشهاي وسيعي از خاك كشورمان را از دست دادهايم، يك حس عميق تأسف را موجب ميشود و نيز ناخودآگاه اين فكر را در ذهن ما پديد ميآورد كه: «چگونه ميتوانيم اراضي اشغالي خود را بازپس گرفته و آزاد كنيم؟» اين موضوع بسيار مهمي است كه بايد دربارهي آن بسيار انديشه كرد. خصوصاً آذريهاي ايراني بايد دربارهي اين موضوع حساسيت خاصي داشته باشند. و در هر حركتي كه براي آزادسازي اراضي اشغالي ما باشد، پيشتاز و پيشرو باشند.
دنباله این نوشتار ارزنده را در بخش ادامه مطلب بخوانید:
پان ترک - دشمن شماره يک ملت ايران

چند زمانی است که زمزمه های ناآگاهانه عده ای از هم میهنان آذربایجانی ما در سایت های و شبکه های ماهواره ای شنیده می شود و متاسفانه وقاحت به جایی رسید که در خیابانهای تبریز عده ای پرچم ایران را به آتش کشیدند و شعار مرگ بر ایران سر دادند . این حرکات که بدون تردید هیچ علم و دانش و پشتوانه منطقی را در پشت سر خود ندارد متاسفانه با تحریک جمهوری جعلی و خود مختار آذربایجان اداره می شود و از ساده انگاری مردمان ایرانی ما سواستفاده می کنند و بر موج قوم گرایی و یک نوع نژاد پرستی بی سابقه که هیتلر آنرا دنبال میکرد سوار می شوند و مردم ایرانی ما را در آذربایجان غیر ایرانی خطاب میکنند و به آنان وعده آزادی از دست فارسها فاشیست میدهند . متاسفانه از آنجایی که در هر کشوری این گونه حرکات از قشر نا آگاه و غیر علمی کشور بلند می شود توجیح نمودن آنان کاری دشوار است . آنان میگویند دهها سال است که فارس آذری ها را به فلاکت کشانده اند و مایه بدبختی آنان شده اند . ولی این دروغ تاریخی برای عده ای ناآگاه خوشایند می آید و به اندیشه متلاشی کردن ایران می افتند . زیرا او هیچ آگاهی ندارد که شاه اسماعیل صفوی و حکومت چندین دهه ایش ترک بودند . قزلباشها و حکومتشان ترک بودند . قاجارها و حکومتشان ترک بودند و . . . آیا فارس های ایران گفتند چرا بیگانه بر ما حاکم شده است . خیر . زیرا همگی ایرانی بودند و قومیت هیچ اهمیتی در کل تاریخ نداشته است . آری در کشور بزرگ ایران 110 گویش متفاوت وجود دارد و فارسی زبان مشترک ایران است . مانند تمام کشورهای دنیا که یک زبان واحد دارند. که آنرا نیز فردوسی بزرگ بر ما هدیه نمود . امروزه عده ای که تعدادشان به 1% جامعه ایران نمی رسد شعار جدایی از ایران را سر میدهند . ولی نمی دانند که آذربایجان متعلق به کرد ایرانی - به لر ایرانی - به بختیاری ایرانی - فارس ایرانی - گیلانی های ایرانی و همه 70 میلیون انسان مشترک ایرانی است و هیچ زمان نمیتوانند قسمتی از خاک مردمان ایران را متلاشی کنند و از بدنه ایران جدا کنند.
منطقی است که این ایرانیان که امروزه دچار دام پان ترکهای جمهوری آذرباجان شده اند و با ایران ما مشکل دارند یا به آغوش ملت ایران بازگردند و یا در نهایت به کشور مورد علاقه خود بروند و آنجا سکنی گزینند . ولی این هشدار بسیار جدی است زیرا خوزستان نیز مانند امروز آذربایجان توسط صدام حسین ملعون تحریک می شد ولی 8 سال نبرد وطن پرستانه نگذاشت میلیمتری از خاک ایران از دست برود . حال امروز اگر می خواهید با مردم ایران که آذربایجان خاک آنان است روبرو شوید باید با 70 میلیون نبرد کنید زیرا ما یک وجب از ایران را بی هیچ کشوری نخواهیم داد. هر چند پانترکهای وحشی و زیر خط تمدن امروز مثل سگ هاری مردم بزرگ ایران را می گیرند و از هیچ فحش و ناسزایی بخصوص به کرد و فارس ابایی ندارند و به قولی نمک خورده و نمکدان می شکنند و پرچم بیگانه و جمهوری خودمختار آران را بوسه می زنند باید بدانند، ملت بزرگ ایران خویشتنداری میکنند و آگاه هستند که شما عده بسیار اندک شعار مرگ بر ایران سر دادید . آگاه هستند که در مراسم بابک خرمدین پرچم غیر ایرانی در خاک مقدس آذربایجان بلند کردید. آگاه هستند که به تاریخ کهن ایران و همه اقوام آن توهین کردید و خود را بیگانه از آنان دانسته اید. آگاه هستند که شبکه های جمهوری آذربایجان مشغول توهین به فارسها و کردها و اقوام ایرانی هستند و بی شرمانه ترین توهین ها را به تاریخ چندین هزار ساله ایرانی میکنند . ولی خویشتنداری میکنند زیرا به خود آنان نیز ظلمهای بسیاری روا شده است ولی هرگز خود را جدا از ایران نداسنتند . ولی روزی که باعث شود مقابل این 1% از هموطنان ناآگاه خود بایستند بی شک خواهند ایستاد و کیان کشور را بر هیچ چیز مقدم نخواهند شمرد . ما در اینجا ضمن محکوم کردن هرگونه توهین به قوم آذربایجانی) عزیز ایرانی که ابر مردی همچون بابک خرمدین از دیار پاک سرزمین زرتشت بزرگوار را به ایران هدیه دادند و ایران را 22 سال در برابر اعراب رهایی بخشیدند و ستارخان ها و باقر خان را سرباز ایران کردند میخواهیم در برابر این عده آدم نماهای احمق و بی سواد خود بایستند و نگذارند دیگر ایرانیان خود برای همیشه ریشه و بن این جاهلان ایران زمین را بزنند حال تو ای پان ترک که تفکر قرون وسطی - عقب افتاده - نژاد پرستانه فاشیستی خود را میخواهی دوباره بر ایران جاری کنی در زمانی که همه کشورها مشغول اتحاد و متصل شدن به یک کشور بزرگ هستند تو از تکه تکه کردن و تفرقه سخن میگویی بدان که به ایران سوگند به خداوند جان و خرد سوگند به کشهکشانها و آسمان و زمین سوگند باید در برابر 70 میلیون : سرباز ایرانی - دانشجو ایرانی - کشاورز ایرانی - معلم ایرانی - بازاری ایرانی - کارمندان ایرانی - رانندگان ایرانی - بسیجی ایرانی - سپاهی ایرانی - ارتشی ایرانی - نیروی انتظامی - ایرانی - جمهوری خواه ایرانی - طرفدار پادشاهی پارلمانی ایرانی - مشروطه خواه ایرانی - مجاهد ایرانی - دختران و پسران ایرانی - زنان و مردان ایرانی- کرد ایرانی – فارس ایرانی – بلوچ ایرانی –گیلک ایرانی بایستی و نابود شوی . ولی تنها راه برای بازگشت به آغوش ملت و بازگشت به ملیت ایران است . در کشوری که هیچ گاه گروه سیاسی به نام پان فارس تشکیل نشد - در کشوری که هیچگاه گروه سیاسی به نام پان کرد و پان لر تشکیل نشد بدانید که شما در نطفه نابود خواهید شد زیرا اگر گروهی به نام پان ها باشد فقط یک گروه سیاسی است که آنهم پان ایرانیست است که متشکل از همه اقوام ایرانی است . تفکر فاشیستی و قومیت گرایی در ایران هیچ جایگاهی ندارد . در تمام شهرهای و کوچه های ایران خیابانی نیست که آذری ها ایران آنجا زندگی نکنند. در تهران و کرج که به میلیون ها نفر می رسد. این یک پیوند دیرینه بین ایرانیان است که شما مزدوران نخواهید توانست هیچ خللی در آن ایجاد کنید.
سودای هویت طلبی

توجه : روی سخن این نبشتار با هیچ ترک زبان یا ایرانی آذربایجانی نیست که من نیز از ایشانم و تنها نقدی است بی آلایش و دلسوزانه بر اندیشه ای وارداتی که در تلاش است با یدک کشیدن عناصر فرهنگی و نام ما آذری ها به سود بیگانه کار کند و در این راستا از احساسات پاک عده ای علاقمند به فرهنگ بومی آذربایجان نهایت سو استفاده را می کند.در هر حال اگر سخنی به گزافه راندم به بزرگی خود ببخشید و با نگرش خود در راه بهینه شدن یاری کنید.
بنام خداوند مهربان که جز مهر و راستی آدمیان را نفرمود و بجز ازسر زیبایی و نیکی چیز نیافرید و دانایی بی مانندش جهان را روشن ساخت و توانایی یکتایش هستی را هست کرد.
سالیان دراز است که دسته ای با داعیه مردم گرایی و پشتیبانی از خلق و فرهنگ بوم خود در راستای نابودی خانه همه ما و میهن مادر ایران گام بر می دارند، روزی بر بنیاد سود شوروی و کمونیست ها دست به خانه سوزی می زنند و روزی دگر به سود اسرائیل و امریکا و کشور نقاب واره آنان ترکیه و در این راستا از هیچ دروغ و فریبکاری ترسی به خود راه نمی دهند چرا که بنیان اینان بر راستی و درستکاری نیست.
| نظریه اصالت راستین یا بازگشت به خویشتن 1 |
هویت ایرانی در تقابل با تجزیه طلبان
حميد بهروز پيرنيا - هانور آلمان
اصولا پيش کشيدن بحثي تحت عنوان"هويت ايرانيِ" جز اينکه باعث بروز برخي اختلافات شود نتيجه ديگري ندارد. آغاز کنندگان چنين بحث هايي بي ترديد کساني هستند که دغدغه اي به نام آب وخاک و وطن در چارچوب ايران ندارند. اينان سردمداران تفکرات تجزيه طلبانه غربت نشينند که ايران را به آساني ايرانستان مي خوانند و قوم من درآوردي "فارس" را شونيست مي شمارند و از آنها نفرت دارند و آنها را قومي مي دانند که به زبان فارسي تکلم مي کنند و حق و حقوق ديگر اقوام بخصوص ترک زبانان را که اصرار بر ترک بودن دارند نه "آذري ترک زبان" پايمال مي کنند. و گرنه هويت ايراني همان ايراني بودن باتمام خوبي ها وبدي هايش است.
هويت ايراني انعطاف پذيري تاريخي، هويت ايراني نوروز، هويت ايراني قورمه سبزي! هويت ايراني رفتار وشکل و شمايل هويت ايراني پيروزي ها و شکست ها در صدها سال گذشته است. آقايان خيالشان جمع باشد هويت ايراني وارد پيچ و خم هاي تصورات فاشيستي آنان نخواهد شد.

در جهان امروز هر کشوری تلاش دارد به هر روشی فرهنگ و رسوم خود را به جهان و کشورهای دیگر عرضه کند و حتی در صورت امکان از این راه سود مادی و اقتصادی از برای خود دست و پا نماید.اما کمتر موردی یافت می شود که دولتی از بودجه رسمی خود، از برای سرمایه گذاری برنامه ریزی شده جهت ایجاد جنبش های جدایی طلبانه میان ملت کشوری دیگر هزینه کند به ویژه اگر آن کشور، کشوری باشد همسایه و نیرومند که توانایی دفاع از مرزهای و یکپارچگی سرزمینی خود را دارد.
دولت های دموکراتیک نه تنها برای ایجاد یا تقویت حرکت های جدایی خواهانه یا تروریستی در سایر مناطق از بودجه رسمی خود استفاده نمی کنند بلکه با آینده نگری سیاستمدارانه ای همواره هزینه های چنین سرمایه گذاری هایی را از منابع غیر رسمی(اگر نیاز باشد) به طوری که هیچگاه در اسناد و مدارک دولتی ثبت نشود تامین می نمایند. (یکی از این طرق استفاده از درآمدهای حاصل از مواد مخدر می باشد)
در این میان ترکیه شاید از نادر کشورهایی است که جهت سرمایه گذاری برنامه ریزی شده و با اهداف از پیش تعیین شده بر روی جوانان دانشجوی ایرانی سرمایه گذاری هایی انجام می دهد و البته این برنامه ریزی نیز هیچگاه پنهان و غیر رسمی نبوده و نیست و از چشم دولتمردان ما نیز به دور نمی باشد.
دانشگاه های ترکیه زیر نظر مستقیم دولتشان برای هر دانشجوی ایرانی که محل تولدش در شناسنامه یکی از شهرهای آذربایجان قید شده باشد تسهیلات باور نکردنی را پیش بینی کرده اند که بی شک هر آذربایجانی را به خشم می آورد.همه دانشجویان یا جوانانی که دستکم یکبار شرایط دانشگاه های جهان را برای ادامه آموزش های دانشگاهی بررسی کرده اند می دانند که این کشور چه یارانه هایی برای ایرانیانی که ملیت خود را در برگه های ثبت نام یا درخواست، انکار کنند قایل می شود.
در خبرها و گزارش های چند روز اخیر داشتیم که گروهک حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان جنوبی! طیّ اطلاعیه ای از بنگاه های معاملات مسکن (درخواست پان ترکیستها از دفاتر معاملات مسکن ) با اجبار خواسته بود از هرگونه اجاره، رهن و فروش ملک مسکونی و تجاری و مغازه به هم میهنان کرد ایرانی خود داری کنند. در سخافت این حرکت سخنی نیست، که در غایت پلشتی و نژاد پرستی جنون آمیز قرار دارد. آنچه از طرفی جلب توجه ِ بسیار می نماید این است که هواداران این وطن فروشان، مانند خود اینان می اندیشند و گوی سبقت را از یکدیگر در فرومایگی و وطن فروشی می ربایند. براستی اگر ایرانیان برای این معضل چاره ای درخور نیاندیشند، در آینده با "هجوم زرد پوست گرایان" مواجه خواهند شد.
در همین رابطه کی از همین جانواران پانترک، ذیل خبر مربوط به اطلاعیه ی حرکت به اصطلاح ملی آذربایجان جنوبی! خطاب به بنگاه داران مسکن چنین می نماید، به بند چهارم و پنجم این نوشته دقت نمایید.
آغاز نقل قول « BULUT: ضمن تقدیر از عملکرد کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ، ذکر چند نکته را اساسی می دانم :
۱- اکثر مشاورین املاک افرادی کم سواد می باشند لذا اعلامیه های ما بایستی ساده و روان و با ذکر نمونه های عینی مثل نحوه اکثریت سازی در فلسطین و کرکوک و قراباغ و … باشد.
۲- تداوم این روند و ایجاد پایگاه اطلاعاتی از مشاورین املاک تورک و استفاده از دانش آموزان و دانشجویان نیز روش موثر میباشد
۳- اعلامیه ها میبایست در دفعات اولیه صرفا با هدف اطلاع رسانی و تشویق و برانگیختن حس وطن پرستی صورت گیرد
۴- سعی شود مشاورین املاکی که فعالتر میباشند بیشتر مورد شناسایی قرار گیرند ، چه بسا همین مشاورین املاک عامل کرد باشند
۵- ارسال اعلامیه های تهدید آمیز و هشدار دهنده برای مشاورین املاک مشکوک نیز قطعا موثر خواهد بود » پایان نقل قول – سایت آزاد تبریز
همانگونه که ملاحظه می گردد، اکنون که این پانترکیستها صاحب موفقیت و دستاوردی نشده اند، به فاشیسم و تهدید توصیه می کنند فردا که به فرض محال به پیروزی رسند چه خواهند کرد؟ براستی اگر ایرانیان برای این معضل چاره ای درخور نیاندیشند، در آینده با "هجوم زرد پوست گرایان" مواجه خواهند شد. یک ظریف آذربابجانی پس از دیدن تصاویر وطن فروشان در ورزشگاه آزادی گفته بود این جانواران را فقط باید چوب زد که البته منظورش چوب بیس بال بود که زمین گیر کننده هم باشد !
احمدبن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد,ادیب و فقیه عرب و صاحب مقام و مرتبتى روحانى در زمان مقتدر خلیفه عباسی، و مشهور به ابن فضلان (۱) به همراه سه نفر دیگر سفری به سرزمین اسلاوها در کرانه رود ولگا را آغاز میکند. ابن فضلان هدف سفر خود را اینگونه بیان میکند که، شاه اسلاوها از خلیفه عباسی تقاضا نمود تا هیئتی برای آموختن مسائل دینی و احکام اسلامی به آنجا بفرستد و نیز از او خواست تا دژی برایش بسازد تا در مقابل دشمنان(خزرهای تورک که آنان را غارت میکردند) از خود دفاع کنند. هیئت همراه ابن فضلان مشتمل بر سه نفر از جمله یک غلام ترک (۲) بنام تكين يا تگين كه از خدمتگزاران مورد اعتماد خليفه به شمار مىرفته (۳) بوده است. ابن فضلان تكين ترک را موجودي شياد و فريبگر ناميده است. (ابن فضلان، چ سزگين، ۳۹۳)
در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است. در سفرنامه ابن فضلان مطالبى دربارة اين مسائل مىتوان يافت:
دنباله نوشتار را در بخش ادامه ی مطلب بخوانید:
يافته هاي پزوهشگران درباره نژادهاي بشر محققتن آلماني طي تحقيقي نشان دادند بعضي نزاد هاي بشر طي مكانيسمي طبيعي از ديگر نزادهاي بشري نفرت دارند. طي اين تحقيق كه صدها نفر آزمايششونده از نزادهاي مختلف در آن شركت داشتند چندين نزاد از جمله نزاد زرد وسامي (شامل اعراب و چيني ها و يهودي ها و...) امكان همزيستي مسالمت آميز با گروه هاي ديگر را ندارند در حاليكه كه سياه پوست ها و سرخپوست ها و سفيد پوست ها به راحتي با گروه هاي ديگر كنار مي آيند. طي اين تحقيق كه كليه مراحل آن براي آزمايش شونده ها محرمانه بود افراد نژادهاي (سامي و زرد) در كنار هم نزادهاي خود احساس خوبي داشتند بدون اينكه از هويت آنها آگاه باشند و مراكزي از مغز آنها فعال مي شد كه مربوط به محبت است زمانيكه اين افرادسامي و زرد) را در بين تعداد زيادي از افراد نزادهاي ديگر قرار مي دادند باز هم بدون اينكه از هويت آنها آگاه باشند و بدون اينكه با همديگر هم صحبت شوند مراكز مغزي مربوط به نفرت و خشم آنها به مقدار كمي تحريك ميشد ولي مراكز مغزي مربوط به محبت آنها بسيار كمتر از زماني تحريك ميشد كه در كنار هم نزادهاي خود قرار مي گرفتند.
دنباله نوشتار را در بخش ادامه ی مطلب بخوانید:
همان گونه که از سوابق عقايد و نظريه هاي موهوم پان تركيستي استنباط ميشود، هواداران غافل اين دكترين استثماري و وارداتي ، بارها بی پایه بودن سخنها و نظریاتشان را به اثبات رسانیده اند. از ترک خواندن مادها گرفته تا ترک خواندن رستم! و حتي شنيده شده كه منكر اشعارفارسي نظامي گنجوي شده و ديوان اشعار فارسي وي را ترجمه اي از اشعار تركي اش مي دانند ! و جالب تر اينكه اراضي جدا شده از ايران و مردم آن اراضي كه ايراني بوده اند ، را نيز از نژاد آريائي به حساب نمي آورند كه البته پاسخ به اين موضوع به عهدۀمحققين ومورخين آن اراضي است. وحتي برچسب آذري بودن به بابك خرمدين ميزنند . و این نیز از همان گزینه هایی است که می تواند تنها باعث تمسخر خود آنها شود. البته كسي منكر حوادث تاريخي و در گير شدن بابك خرمدين با لشگريان خليفۀ بغداد نيست . در اينكه بابك با خليفۀ بغداد و رواج دين اسلام در ايران مخالف بوده هيچ شكي وجود ندارد . و اما اينكه در هر سال در تيرماه كه گمان ميرود زاد روز بابك است ، عده اي به بهانۀ تفريح تابستاني با بيرق هاي يك كشور اجنبي در قلعۀ بابك به تشكيل دمونستراسيون براي جعل هويت و تبليغ نژاد پرستي دست بزنند ، نوعي طغيان بر عليه تماميت حدود جغرافيائي ايران و زير سوال بردن تاريخ واقعي ايران و آذربايجان است . بنابراين بايد بر آگاهي هايمان بيفزائيم وبااطلاع از تاريخ و درك واقعيتها بايد بدانيم كه:
اوج حماقت و وطن فروشی





نوشتارهای مرتبط :
الهام علیف، مسابقه ی فوتبال، جرثومه های پان ترکیست، ایران شمالی
ورود تیم تراکتور سازی به لیگ برتر فوتبال ایران، باید ها و نباید ها
نوشته ی حسن گلی
روز يکشنبه 27 مرداد ماه سال جاري، در مسجد ابوبکر شهر باکو انفجار نسبتا شديدي رخ داد که در اثر آن، چندين نفر کشته و زخمي شدند. از آنجايي که اين مسجد متعلق به وهابيون است، اين قلم خواهد کوشيد درباره سياستهاي جديد وهابيون در ایران شمالی ( جمهوري آذربايجان )که ميتواند علل واقعي اين انفجار را روشن نمايد، بحث كرده و نيز درباره مسائلي همچون دلايل گسترش وهابيت در ایران شمالی و نتايج آن توضيحاتي دهد. گفتني است مسجد ابوبکر، حدود يازده سال پيش از اين با حمايت همه جانبه عربستان سعودي و کويت ساخته شده و امروزه به محل اصلي فعال وهابيت درایران شمالی تبديل شده است و «قامت سليماناف» امام جماعت اين مسجد، یک جوان آذري تحصيل کرده عربستان سعودي است که تحت تعاليم اين کشور از هيچ کوششي براي ترويج وهابيت دريغ نميكند.
مقدمه:
سرزميني كه امروزه ایران شمالی یا جمهوري آذربايجان ناميده ميشود، پيش از بستن قراردادهاي گلستان (1813م) و تركمنچاي (1828م) بخشي از خاك كشور ايران به شمار ميرفت. اين منطقه پس از جدايي از ايران زماني تحت سلطه تزارهاي روسيه و مدتي در استيلاي کمونيستها قرار داشت تا اينکه در سال 1991 /1370 با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اين منطقه به استقلال دست يافت، اما بايد اذعان نمود مردم اين منطقه پس از رهايي از چنگال آهنين کمونيسم، تحت ستم غرب و غربگرايان قرار گرفتند تا در دوره استقلال نيز ويژگي خاص قفقاز که وابستگي تاريخي کشورهاي اين منطقه به يک قدرت ديگر بود، همچنان حفظ شود.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:

" به خواست اهورامزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم. دوست ندارم که ناتوانی از حق کشی در رنج باشد. همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا به سبب کارهای ناتوان آسیب برسد. آنچه را که درست است من آن را دوست دارم. من دوست برده ی دروغ نیستم. من بدخشم نیستم. حتی وقتی خشم مرا می انگیزاند آنرا فرو می نشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا هستن. "
این است بخشی از معتقدات داریوش که خود در سنگ نبشته اش اعلام می کند.چنین بیانیه ای از زبان یک شاه در قرت ششم پیش از میلاد به یک معجزه می ماند. از بررسی دقیق ...
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
یکی از ادعاهایی که طی چند سال گذشته جهت ساخت و ارایه ی هویت دروغین ترکی برای هموطنان آذری مطرح شده ترک بودن " بابک" است .
متاسفانه بسیاری بدون دانستن این موضوع که چنین جعلیاتی ریشه در خیانت به کشور و با حمایت بیگانگان دارد. این قبیل دروغها را به راحتی می پذیرند اما به راستی "بابک خرمدین" که بوده؟ آیا وی نژاد ترکی داشته یا ایرانی بوده است .
ضمن مراجعه ی به اینترنت متوجه شدم متاسفانه به جز چند پاراگراف مختصر اطلاعات مفیدی در رابطه با این شخصیت تاریخی وجود ندارد البته مستندات تاریخی از اقوال مورخین در دست است که بیشتر برای پژوهشگران آثار تاریخی روشنگر است نه مخاطب عام . از جمله ی بهترین منابع موجود برای بررسی زندگی "بابک" لغت نامه و دایره المعارف "دهخدا" به عنوان معتبرترین واژه نامه ی ایران است.
به همین جهت بر آن شدم تا با ارایه ی نوشتار ایشان در اینترنت به درک بهتر این واقعیت تاریخی کمک کنم . همانطور که از محقق بزرگی همچون علامه "دهخدا" انتظار می رود ایشان نظرات تمامی تاریخ نگاران معاصر با "بابک" را ذکر کرده اند که از آن جمله اقوال معاندینی همچون تاریخ نویسان دربار خلیفه و یا متعصبین دینی است که تهمتهای ناروایی همچون زنا زادگی و یا آمیزش جنسی با خویشاوندان را به بابک یا پیروان وی نسبت میدادند و از او با الفاظی همچون ملعون و یا لعنته ا... نام برده اند که تماما در جهت اهداف سیاسی بوده اما مطالعه ی مکتوبات ایشان می تواند برآیند کلی از آن پیشامد بدست دهد.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
وسیله و ابزار در امروزه روز خیلی کاربرد دارد ، فرض کنید بخواهید درب یک قوطی کنسرو جیگر سفید گرگ خاکستری کپک زده رو باز کنید، بی شک به یک وسیله نیاز دارید و البته میدانم که برخی از شما کله گرگیها با دندان های تیزی که دارید ، باز نمودن درب کنسرو برایتان زیاد دشوار نیست و منظور بچه پارس در اینجا ابزاری به نام درب بازکن است که خیلی مفید میباشد
به هر روی به آچار چرخ نیز در هنگام پنچری و سیفون در هنگام انفجار و ماژیک برای نوشتن مرگ بر فارس در مستراح بین راهی و گالن چهار لیتری برای گدایی بنزین مفتی و آفتابه برای استفاده در کنار خیابان و جاده و غیره وسایل و ابزاری هستند که شما هر روز از آنها استفاده میکنید.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
قبل از مقدمه دونکته ی مهم لازم به ذکر است . اول اینکه چندی پیش پارلمان ترکیه در صدد بود که ماده ای را در خصوص کشتار ارامنه به تصویب برساند بطوریکه هر کس از کشتار دهشت بار ارامنه در جامعه سخنی به میان آورد و آن را منکرنشود به جرم بیان حقیقت مجازات خواهد شد. و نکته ی بعدی در خصوص کشور آلمان و رابطه ی آن با ترکیه می باشد بطوریکه در این روزها جهان نظاره گر برخورد غیر انسانی و غیر دمکراتیک دولت آلمان با کردها ی مقیم آن کشور می باشد .
وقاحت و بی شرمی آلمانی ها به جائئ رسیده که حتی خواستار بستن کانال Roj TV شدند و این در حالیست که آلمانی ها خود را بانی و علمدار حقوق بشر و دمکراسی در دنیا ی امروز می دانند . اما غافل از اینکه آفتاب حقیقت هر روز فروزنده تر و درخشنده تر از قبل بر وجدانهای آگاه تاریخ بشری می تابد .
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
خبر زیر اوج نژادپرستی سخیف و ابلهانه ی پانترکیست ها را نشان میدهد، پان ترکیستها اوج سخافت را به جایی رسانده اند که از بنگاه های معاملات مسکن در آذربایجان می خواهند از فروش و اجاره ملک به کرده ها و غیر آذری ها اجتناب نمایند و برای این امر نیز تروریسم را بهانه کرده اند. و این موضوع به درستی نشان دهنده ی این است که پان ترکان برای آینده برنامه ریزی کرده و به هیج روی هیچ سرزمینی را در چارچوب کشور ایران قبول نداشته و مشغول تصاحب زمین برای آینده هستند. براستی اگر به تمامیت سرزمینی ایران باوری وجود داشت چه اهمیتی دارد این استان آذربایجان نامیده شود یا کردستان.
خبر ذیل به تنهایی نمایش گر ِ حرکت هولناک پانترکیست هاست که پیش از این در مانیفست کارزار با پان ترکیسم به شرح آنها پرداخته ام. به خبر زیر توجه نمایید:
................................................................................................................................................
در راستای افشای ماهیت توطئه تروریسم کرد جهت اشغال تدریجی اراضی غرب آذربایجان و با توجه به اهمیت بنگاه های معاملاتی املاک در این رابطه، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان صد ها نامه افشا گرانه به بنگاه های معاملاتی املاک در شهرهای غرب آذربایجان ارسال کرد. در این نامه افشا گرانه ضمن اشاره به تاریخ سیاه جنایت های تروریست های کرد در غرب آذربایجان، به بخش هایی از سیاست های پیدا و پنهان گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان پرداخته شده است. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در این نامه تلاش نموده که با تشریح نقش مهم بنگاه های معاملاتی املاک در خنثی سازی توطئه تروریسم کرد، صاحبان بنگاه های معاملاتی املاک را از خطری که در آینده می تواند گریبان گیر مردم ترک غرب آذربایجان شود آگاه سازد. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از فعالین آذربایجان و هواداران کمیته می خواهد که با کپی گرفتن و ارسال متن زیر به بنگاه های معاملاتی املاک منطقه خود، کمیته را یاری رسانند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
۲۵/ ۷ / ۸۶ متن نامه ارسالی
قابل توجه بنگاه های معاملاتی املاک
توجه مدیران محترم بنگاه های معاملاتی املاک را به مطالب ذیل جلب می نمائیم.
غرب آذربایجان به دلیل قرار گرفتن در نقطه سوق الجیشی و استراتژیک، در طول تاریخ خصوصا در قرن اخیر بار ها مورد هجوم و تاخت گروه های تروریستی کرد قرار گرفته است. در این حوادث تلخ تاریخی هزاران انسان بی گناه تورک در شهر های ماکی،سلماس، خوی،اورمو، سولدوز،قوشاچای قربانی افکار و اعمال پلید اشخاصی مانند اسماعیل سیمتکو و عبدالرحمان قاسملو و غیر شده اند. پدران و مادران پیر ما که بعضی از آنها هنوز در قید حیات هستند آن روزهای تلخ را به خوبی به یاد داشته و شاهد عینی کشتار کودکان معصوم و تجاوز به زنان بی دفاع در اورمو و سلماس هستند و خود ما هنوز زخم های التیام نیافته اخراج خانواده های تورک از شهرهای اشنو، خانا( پیرانشهر) و سویوق بولاغ( مهاباد) و کشتار مردم مظلوم سولدوز( نقده) بدست عناصر تروریست حزب دمکرات کردستان به رهبری عبدالرحمان قاسملو را بر پیکره آذربایجان غربی می بینیم.
متاسفانه باید اعتراف کنیم که بستر این حوادث تلخ تاریخی با سیاست های عمدی شونیسم فارس، انسان دوستی، سهل انگاری، ساده اندیشی، دست و دلبازی های بی مورد مردم تورک غرب آذربایجان و بی لیاقتی های مسئولان تورک منطقه و… آماده و مهیا تر شده است.
در حالی که قریب به ۸۰ سال از جنایات تروریست های اسماعیل سمیتکو و ۲۸ سال از جنایات حزب دمکرات کردستان می گذرد، آذربایجان غربی با پدیده جدید تروریستی بنام... که صد بار درنده خو تر از اسلافشان هستند روبرو می باشد. این تروریست های جدید عملا و آشکارا غرب آذربایجان را جولانگاه خود کرده و برای اشغال اراضی تاریخی ملت آذربایجان از هیچ عمل تروریستی ابا ندارند. این تروریست ها در سایه سیاست های عمدی شونیزم فارس و منابع کلان مالی شان که از راه قاچاق انسان، اسلحه، فحشا، مواد مخدر و… به دست می آورند در کنار عملیات های تروریستی، فعالیت های سیاسی( انتخابات) در سکوت کامل به خرید زمین، املاک و کارخانجات مشغول و در حال اجرای پروژه اشغال آرام اراضی غرب آذربایجان هستند. با کمال تاسف تعدادی از تورک های بی غیرت و مسئولان خود فروخته تورک منطقه با لاقیدی به دلالی این تروریست ها پرداخته و شرافت خود را به پشیزی پول می فروشند. این دلالان رو سیاه تاریخ، تبدیل به جاده صاف کن تروریست های کرد در غرب آذربایجان شده اند.
مدیر محترم بنگاه معاملاتی:
آن گونه که اشاره شد تروریست های کرد در کنار فعالیت های سیاسی ونظامی خود سیاست خرید اراضی و انتقال مهاجرین کرد به شهرهای غرب آذربایجان را به صورت جدی دنبال می کنند و اصلی ترین نقطه گذر آنها برای رسیدن به اهداف شوم خود بنگاه های معاملاتی در شهرهای غرب آذربایجان است. تاسف آور این است که بسیاری از هموطنان تورک ما در غرب آذربایجان که به شغل مشاوره املاک مشغول هستند یا به حساسیت موضوع آگاه نبوده و یا در مقابل مقدار بسیار اندکی پول تمطیع می شوند و ناخواسته تبدیل به ابزار فروش اراضی و اسکان مهاجرین کرد در غرب آذربایجان می گرددند.
“کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان” و مردم غرب آذربایجان از شما برادر هم وطن تورک که برای کسب در آمد و گذران زندگی در بنگاه معاملاتی مشغول هستید انتظار دارد که با آگاهی یافتن از خطر بزرگی که در آینده منطقه غرب آذربایجان را تهدید می کند به ممانعت محسوس و غیر محسوس ازاجاره، رهن، فروختن زمین، مسکن، باغ، مغازه، کارخانجات و… به عناصر وابسته به تروریسم کرد پرداخته و گامی به ظاهر کوچک ولی بسیار موثر در مقابله با پروژه کردستان سازی، غرب آذربایجان بر دارید.
تاریخ گواه آن است کسانی که به طمع پول به ملت خود پشت کرده اند رو سیاه همیشگی خواهند بود و “کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان” عملکرد امروزی کسانی را که به ابزار تروریسم کرد تبدیل شده اند به یاد خواهد سپرده و اینان در فردایی بهتر جواب گوی ملت آذربایجان خواهند بود .
"کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان"
سرزمین پهناوری که امروزه آذربایجان می شناسیم و از جمهوری ( خودساخته ومن درآوردی که روزگاری بلند همه ایران بزرگ بوده و هست ) آذربایجان و نخجوان و بخشهائی از ایران نازنین ما پدید آمده است، درروزگاران نخست آذرآبادگان می گفته اند.زرتشت از همین خاک برخاسته است.چنانکه در سی سالگی در کوه سبلان به پیغمبری رسید و پس از آنکه نتوانست درآن سامان پیروانی گرد آورد ، به سوی بلخ رفت تا پادشاه گشتاسب و مردمش رابه سوی نیکی و راستی رهنمون نماید.این سرزمین همیشه درتاریخ ازآن ایران بزرگ بوده و پیش از اشو زرتشت پایگاه نبرد خوبی و بدی بوده است.چنانکه در کناره دریای چیچست ( اورمیه ) افراسیاب به دست کیخسرو ( به کین خواهی سیاوش ) کشته می شود و هم او بود که پرستشگاه بت پرستان رادرهمانجا ( درشاهنامه : دژ بهمن ) نابود ساخت.آذرآبادگان را درواژه به چم ( معنای ) نگهدارنده آتش گفته اند که این خود نموداری از اززبان و فرهنگ ایرانیان ( پارسیان ) بزرگ باستان می باشد.به این گزارش که آتروپات مانسار سپندان یا آذربد موبد وزیری به روزگار شاهپور دوم و گزارشگر ( شارح و مفسر ) اوستا بوده که نامش به چم ( معنای ) پسر قانون آسمانی ( پاک و مقدس ) آتش پناه می باشد.
ایشان نوشته اند که در ماه اگوست 1993 ، حیدر علی اف ( پدر الهام علی اف ، رئیس جمهور فعلی آذربایجان ) ، برای آرام کردن علياكرم همتاوف Alakram Humbatov ، که جمهوری خودمختار تالش مغان را اعلام نموده بود ، هیئتی را به لنکران اعزام کرد که شامل چهره گانی و جواد هیئت بوده است .
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:

ايرَوان، مركز جمهوري ارمنستان. اين شهر در شمال شرقى دشت آرارات و در منطقهاي كوهستانى در ارتفاع 900 تا 300 ،1متر و در 40و 15 عرض شمالى و 44 و 35 طول شرقى واقع است («دائرة المعارف جغرافيايى1»، .(II/17
نام اين شهر به صورتهاي گوناگون از جمله: اروان، يروان و اريوان نيز آمده است («دائرةالمعارف ارمنى2»، ؛ III/548 بدليسى، 15؛ پچوي، 1/173). ارمنيان خود اين شهر را يروان مىنامند و در دوران حكومت شوروي اين نام تثبيت شد.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:

آیا ما برای دفاع همه جانبه از اذربایجانمان اماده ایم؟
آیا ایران برای دفاع از تمامیت ارضیش برنامه عملی دارد؟
یا اجازه میدهیم این بخش زرخیز میهنمان با سهند و سبلان سر به فلک کشیده،رودخانه های پرآب،
معادن غنی ،دریاچه ارومیه،جنگلهای ارسباران،دشت مغان،اب گرمهای طبیعی،مزارع و باغهای سرسبز
روستاههای تاریخی،شهرهای ثروتمند،تخت سلیمان و صدها اثر باستانی دیگر و...جولانگاه گرگ پرستان
و ایران ستیزان شود؟
بنظر نمیرسد که برنامه مستحکم،همه جانبه و عملی برای کاهش قومیت پرستی وفعالیتهای ضدملی
و از سوی دیگر تقویت هویت ملی در ایران وجود داشته باشد.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
ای سر سبز وطن اذرابادگان من ، از تو جدا یک نفس مبادا ایران من
پان تركان ولي نعمتان ايرانند !
آنان نه تنها در ايران ، بلكه در اروپا و آمريكا هم حق آب و گل دارند !
آنان بودند كه آلمان ويران شده پس از جنگ جهاني دوم را بازسازي كردند و به اوج رساندند !
هيچ كس باور نمي كند اما آنان همان سومري هاي باستاني هستند كه هفت هزار سال پيش خط را براي نوع بشر اختراع كردند !
آنان حق طلبانند !
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
جام جم آنلاين: در شهر رم پايتخت ايتاليا، ميداني به نام شاعر پرآوزه ايران حکيم ابوالقاسم فردوسي نام گذاري شده است.
به گزارش واحد مرکزي خبر ،ميدان فردوسي در يکي از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالي اين شهر و هم محل تردد گردشگران خارجي است.

يکي از اهالي رم در حاليکه به نظاره مجسمه شاعر حماسه سراي ايران ايستاده بود به خبرنگار واحد مرکزي خبر در رم گفت : ما افتخار مي کنيم که در شهرمان، ميداني به نام اين شاعر بزرگ پارسي زبان، نام گذاري شده است.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
درسایت بازتاب وابسته به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای میر مهرداد میرسنجری می نویسد:
سخنان اخير چند نفر از نمايندگان كرد مجلس شوراي اسلامي در حمايت از تحركات جدايي خواهانه نگراني عميق بسياري از ميهن دوستان ايراني را در پي داشته است. آنچه در اين رهگذر قابل تأمل است اين كه بسياري از اين سخنان ناشي از غفلت و عدم آگاهي از تاريخ و پيشينه كهن فرهنگي ايران زمين است كه طرح اينگونه مسائل را به دنبال داشته است. بي ترديد وضعيت كردهاي ايران به هيچ روي با كردهاي ساكن تركيه، عراق و سوريه نبايد در يك قياس قرار گيرد چراكه هموندی چندهزارساله كردها در بستر تمدن آريايي ايرانزمين، شاكله سترگ تاريخي، فرهنگي، نژادي و زباني را شكل داده كه فجايع عظيم تاريخي همچون حمله اسكندر و... هم نتوانسته اين پيوند را بگسلد.
برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
ترکان خر و تاتارهای وحشی در حمله به ایران و آذربایجان (که در سراسر ایران پراکنده شدند) در آذربایجان در تجاوز به زنان و دختران نسلی از خود را باقی گذاشتند که الان شاید همانها هستند که ادعا میکنند ترکند و ایران مال آنهاست (تعدادی احمق احساسی هم با آنها همصدا شده اند که متاسفانه هنوز سواد لازم را ندارند)
برای خواندن دنباله نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
ترکها در ایران بودن یا نبودن مساله اینست
بر اساس مطالعات من هر پانترک از زمان تولد تا زمانی که به بار بشینه (یعنی توان کشیدن زوزه/دادن فحش ناموسی با دبی ۵۰ فحش در دقیقه/شکستن شیشه/بلغور ۳ جمله از پرپیرا در میان هر ۶ جمله/گفتن اینکه فارسی لهجه سی و سوم عربیه/دادن انواع و اقسام ناسزا و توهین به ایران و ایرانی / هارای هارای کردن و کلا فکر نکردن رو داشته باشه) با توجه با ساختار یارانه ای در اقتصاد ما حدود ۳۰ تا ۳۵ ملیون تومان برای ما خرج بر میداره البته این مبلغ بدون احتساب خسارات احتمالییه که به فرهنگ و اقتصاد و درو دیوار و شیشه های شهرها وارد خواهد کرد.حال اگر این پانتورک فرضی بخواد حدود ۸۰ سال در ایران زندگی کنه با احتساب سایر هزینه ها باید برای بزرگ کردنش ۶۰ تا ۷۰ ملیون خرج کنیم (با توجه به اینکه پانترک جز مصرف کار دیگه ای بلد نیست و خروجی و تولیدی نداره )
برای خواندن دنباله نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
ژاپن کشوری به شدت فئودالی و عقب افتاده بود. علل جغرافیایی و فئودالیسم ، حرکات جدایی طلبی را در این کشور شدت میدادند. این وضع تا به تاریخ ۱۸۶۷ زمان امپراتوری Mutsuhito ادامه داشت. امپراتورهای ژاپن که تشنه پیشرفت و مدرنیته بودند، با خانها و طرز تفکری فئودالی و سنتی مواجه بودند که هرگونه امنیت مدنی و پیشرفت جامعه را در نطفه خفه میکردند. تا آن زمان جنگهای داخلی در ژاپن تقریبا چیزی عادی محسوب میشدند. امپراتور Mutsuhito با ایجاد رفرم در دستگاه اداری ژاپن، سیستم فئودالی را برای همیشه از بین برد و ژاپن را برای یک سیستم مدرن آماده کرد.!

برای خواندن دنباله ی نوشتار، نشانی زیر را کلیک کنید:
تجزیه طلبان با نامهای رنگی دو دسته اند یا کوری متعصبشان کرده یا تعصب کورشان کرده. این موجودات به نام داد برای بیداد می جنگند و به این خوشند که فلان بیگانه را دلشاد کردیم خاکمان را فروختیم و او ما را آفرین گفت. البته گروهی از این ها دلسادگانی نادانند که فریب روباه چهرگانی را خورده اند و می پندارند که در راه خوشبختی خود و دیگرانند غافل از آنکه ایشان خود نماد بدبختی و سوختن خانه اند ، کسانی که مادر کشند و به دنبال دایه اند .
بی شک زوزه کشی اندکی در راستای ناسزا گویی به تاریخ پر افتخار ایران و کوروش بزرگ و فردوسی گران مایه و ... نه از روی راستی یابی ک از روی کینه و فریبی است که نمی خواهند دستان تهی از فرهنگ ایشان نمایان شود، به گفته ای " دست پیش می گیرند که پس نیافتند" البته از کسی که مدعی است چنگیز خان آدمکش و قصاب تاریخ تیمور نماد سربلندی اوست از این بهتر نمی شود حال خرده گیری این کم مردمان بر مردی چو کوروش بزرگ خنده دار نیست؟! متاسفانه بسیاری از ایران دوستان نیز به اشتباه در دام این پلیدان می افتند و در تلاشند که خلاف گفتار این زوزه کشان را نمایان سازند حال آن که آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است؟!
دنباله نوشتار را در نشانی زیر بخوانید
اندکی به هوش آییم

روز چهارشنبه 06/05/1387، مسابقه ی فوتبال بین تیم ملی فوتبال ایران با تیم جمهوری جعلی و خود مختار آذربایجان (ایران شمالی) برگزار شد. خوشبختانه جدای از اینکه تیم ایران با 30 درصد از توان خود در مقابل تیم جمهوری آذربایجان قدرت نمایی کرد، با نتیجه ی یک بر هیچ، این تیم ضعیف را شکست داد. این درحالی است که دست کم می توانست 5 گل دیگر نیز به حریف هدیه نماید، که با عدم دقت خط حمله ایران این امر بدست نیامد.
استقبال از این مسابقه در حدود 25000 نفر بود، آنهایی که در استادیوم حضور داشتند با حضور عده ی کمی حدود 200 نفر، نیز مواجه شده گشتند که ظاهرن از اهالی ِ کشور خودمختار جمهوری آذربایجان بودند که پرچم های این تیم را در دست داشتند و مشغول ِ تشویق تیم ِ مقابل ِ ایران بودند. اما آیا واقعن آنها از شهروندان جمهوری آذربایجان بوده و صرفن در چارچوب متداول مسابقات دوستانه و یا رسمی مشغول تیم کشور خویش بودند؟ متاسفانه باید با این پرسش، پاسخ خیر داد. آنها ایرانیان وطن فروشی بودند که با فراز کردن پرچم بیگانه مشغول زوزه کشیدن و تبلیغات ِ اهداف بیگانه پرستانه ی پانترکیستها بودند.
مدیر این وبلاگ، که خود رنج سفر تحمل کرده و در گوشه ای از محل استقرار این جرثومه های فریب خورده، قرار گرفته بود به آشکارا، ایرانی بودن ِ این فریب خوردگانی که سربند ِ قرمز ِ ماه و ستاره بسته و صورت های خود را رنگ کرده بودند، از نزدیک دریافت. شوربختانه مسئولین، به خواب رفته اند و یا شاید هرگز از خواب هم برنخیزند، اما این یک واقعیتی است دردناک، که در پایتخت ایران، عده ای وطن فروش از غفلت مسئولین، نهایت استفاده را کرده و پرچم های کشوری بیگانه را در مقابل پرچم ایران بالا می بردند و از حمله تیم جمهوری آذربایجانی، شادمان و پایکوب می گشتند و از حمله تیم ایران مغموم و ساکت. آنها به عنوان ایرانی تیم جمهوری آذربایجان را تشویق می کردند و در مقابل، تیم ایران را تضعیف.
مردم شریف ِ حاضر در ورزشگاه، که اتفاقن حداقل ۳۰ درصد آنها نیز آذری بودند، در هیاهوی تشویق تیم ایران، استقلال و پرسپولیس، رجزخوانی ِ این عمله های حقیر و فرودست ِ پانترکیست را به پشیزی حساب نمی کردند. مردم آنها را حتی نمی دیدند چه رسد به اینکه صدای جغدگونه و فریادواره های بیگانه پرستانه ی آنها را بشنوند.
اما باید درسی از این صحنه ها گرفت، و آن این که همه ی صحنه ها، ورزشگاه و تمامی هماوردی ها نیز مسابقه ای ورزشی نیست، اگر این هماوردی ها، بین حمایت از منافع ملی ایران و کشوری بیگانه باشد، واقعن نقش این عده چه خواهد بود، براستی این بازیگران پلید، آنروز مانند امروز، در جبهه دشمن و حریف نیستند؟
براستی هواداران ایران، در ایران شمالی چه خواهند گفت وقتی ببینند، در کشور ِ مورد آرزوی آنها، ایران، هوداران الهام علیف، مشغول زوزه کشیدن و طرفداری از پانترکیستها هستند؟ اندکی به هوش آییم.

نوشته ی مرتبط:
ورود تیم تراکتور سازی به لیگ برتر فوتبال ایران، باید ها و نباید ها
وطن فروشان پانترکیست در انتظار چه و که هستند؟
« تو ای دلیر و گُردآور اهورایی! این میراث آریایی
ودیعه ای است که از نیاکان ما سد در سده
با چنگ و دندان برای تو پاسداری شده.
آگاه باش آنچه را که امروز بر ایران می گذرد،
تاریخ آن را به تو نسبت ندهد »
چند سال پیشتر هنگامی که رایزن امنیتی کاندولیزا رایس در امور خاورمیانه و ایران در حال ارائه گزارش عملکرد خود به کنگره بود به نکته مهمی در مورد اقدامات امریکا در ایران اشاره کرد.وی بیان داشت که امریکا تا کنون مبالغ هنگفتی به میلیون دلار صرف نموده است تا کسانی به نام شهرها و قومیت های ایرانی در این کشور چه از درون و چه از بیرون اقدام به احداث وبلاگ نمایند.
همگان می دانیم که بیش از ترکیه و رژیم باکو سه کشور امریکا،اسرائیل و انگلستان هستند که در حال ملت سازی در ایران و در پی ایجاد آشوب های قومی می باشند.امریکا در راستای پیاده نمودن طرح خاورمیانه بزرگ و فروپاشی ایران از درون،اسرائیل در جهت تلافی کردن اقدامات ایران در فلسطین گام در این مسیر گذاشته اند.انگلستان نیز از قدیم در پی چنگ انداختن بر مناطق نفتی ایران به ویژه خوزستان بوده و است.
در این میان می بینیم که هر روز به شمار وبلاگ ها و سایت های تجزیه طلب در ایران افزوده می شود.کسانی فکر می کنند که این وبلاگ ها واقعا از سوی اشخاص حقیقی اداره و به روز می شوند.ولی باید گفت که شمار زیادی از وبلاگ ها نه از سوی یک فرد بلکه از سوی سرویس های امنیتی با دستیاری و مباشرت یک فرد ساخته و به روز می گردند.امریکا حدود 5 میلیون دلار هزینه کرده است تا کسانی با ایجاد وبلاگ هایی، جو فرهنگی ایران را متشنج کرده و مردم ایران را به جان هم اندازند تا پروژه پاکستانیزه کردن ایران آرام آرام شکل بگیرد.
اگر می بینید وبلاگ های به نام شهرهای آذربایجان یا لرستان و گیلان و خراسان و رشت و سپس مردم عرب ایجاد می شود بدانید که : 1 ) صاحبان این وبلاگ ها افراد عادی نیستند بلکه در ازای گرفتن پول از این و آن وبلاگ نویسی می کنند 2 ) این افراد تنها یک وبلاگ را در اختیار ندارند بلکه صاحب چندین وبلاگ دیگر هستند که در آنها نیز همین اهداف را پیگیری می کنند 3) به هیچ وجه در صدد پاسخ دادن به این وبلاگ ها نباشید زیرا با این کار کمک بزرگی به صاحبان آن کرده اید. 4) اگر مشاهده کردید در وبلاگی به نام ترک ها عرب ها و یا در مقام دفاع از آنان، به ایران،ارزشهای ایرانی و زبان فارسی حتی به فجیع ترین شکل ممکن توهین می شود احساساتی نشده و در صدد اقدام تلافی جویانه برنیاید و به هیچ وجه در وبلاگ خود این اقدام آنها را تلافی نکنید.زیرا صاحبان این وبلاگ ها مامور اند و معذور.از خاطر فراموش نکنید که شدت حملات این وبلاگ به ارزش های ما نشانگر میزان ناتوانی آنان است.زیرا از فرط خشم و عصبانیت به خاطر ناکامی های چند سال اخیر به اصطلاح عامیانه به سیم آخر زده اند و هرچه در چنته دارند بیرون می ریزند و یقین داشته باشید که در این مرحله نیز شکست خواهند خورد.عدم موفقیت در به خیابان کشاندن مردم آذربایجان در خرداد سال گذشته و امسال نشانگر اوج ناکامی های این افراد است.سرکوب ها و دستگیری های اخیر در تبریز و زنجان و عدم حمایت مردم از آنان نیز نشان دهنده همین موضوع است.
دنباله نوشتار را در بخش ادامه ی مطلب بخوانید